X
تبلیغات
رایتل

mahshar-iran

محشرایران

مقاله و تصویر محرم

 یکم -                       به نام خدا

 آغاز محرم همه ساله یادآور خاطره یک رسالت خونین است که با گذشت بیش از۱۴ قرن، هر سال تازه تر و هر روز نوتر جلوه می کند. خونی که هنوز می جوشد و در عاشورای هر سال فوران می کند.
خاطره فداکاری، ایثارگری و جانبازی یک رهبر فرزانه الهی و مردمی، در برابر خفقان، استبداد، عوام فریبی، بی عدالتی، ظلم، ستم، فساد، جنایت و رفتارهای خشونت گرا و ضد انسانی.
خاطره جهاد مقدس فرزند پیامبر(ص)، فرزند اسلام، قرآن و توحید؛ نمونه عدالت وقسط، شهامت و شجاعت؛ گذشت و فداکاری.
خاطرهدرگیری تمام عیار جانگدازی که تنها به خاطر ایمان و هدف و جهاد در راه عقیده، آرمان و پیکار بر ضد بیداد و ستم بود . 

قیامی روشنگرانه، برای همه مردم دنیا تا همیشه تاریخ و پیکار آگاهی بخش برای تمام ملل رنج دیده و تحت ستم، که می تواند در تمام قرون و اعصار برای همه ملت ها درسی آموزنده و سرمشقی الهام بخش باشد، تا از انبوه لشکر (دشمنان) وحشت نکنند و از هیاهو و جمعیت زیاد بیگانگان و کمی طرفداران خود، بیم و اندوه به خود راه ندهند.
▪ دوم- با آغاز ماه محرم که آغاز سال نو قمری است خاطره بزرگ دیگری در نظرها تجدید می گردد؛ خاطره هجرت تاریخی پیامبر اکرم(ص).
لازم به ذکر است که این خاطره با خاطره قیام خونین حسین(ع) و یاران فداکارش با یک پیوند ناگسستنی معنوی بهم ارتباط دارند، رنگ خاصی به آغاز سال ها می بخشند. هجرت پیامبر(ص) بی شک آغاز درخشانترین سطور تاریخ اسلام بود، با هجرت پیامبر عظیم الشان اسلام، از انزوای محیط مکه - مکه در دوران جاهلیت- محیط خفقان و اختناق، محیط ترور و وحشت، محیط محو همه اصول انسانی و آزادی و بالاخره محیط فتنه و سیطره اهریمنی ارباب زر و زور بیرون آمد و دوران نوینی از تحرک و جنبش در تاریخ اسلام گشوده شد و به سرعت گسترش پیدا کرد. صاحب نظران بحق اعتقاد دارند، اسلام در محیط مکه همچون چشمه آب زلالی بود که در میان کوه های فشرده ای محاصره گردد و نتواند سرزمین های اطراف را با جریان خود سیراب و آباد سازد. به همین دلیل هنگامی که این چشمه عظیم در سرزمینی مساعدتر و هموارتر همچون «مدینه» قرار گرفت برق آسا پیش رفت و به سرعت همه جا را تسخیر نمود و اگر «هجرت» اساس تاریخ اسلام را تشکیل داده و رنگ ابدیت به خود گرفته نیز دلیلش همین است. امام حسین(ع) در هجرت خود از مدینه به مکه و از آنجا به عراق، به دنبال تکمیل همین برنامه بود، هجرت او مرحله دومی از هجرت پیامبر(ص) و تاریخ درخشان و پر شکوهش، فصل دیگری از تاریخ زندگی رسول خدا (ص) بود.
▪ سوم- قیام ابی عبدالله الحسین(ع) نقطه عطفی در تاریخ اسلام می باشد که چون کوکب درخشانی جلب توجه می نماید و فصل جدیدی در زندگی بشریت می گشاید. انقلابی که مبدا و منشا انقلابات دیگر و حرکتی شگرف که موجب تحرک بیشتر گروه ها و جنبشی فوق العاده که سبب بیداری توده ها و پیدایش افکار جدید و آزادیخواهی های حقیقی گردید. امام حسین(ع) با اندیشه گفت:«مرگ با شرافت بهتر از زندگی ننگین استو «اگر دین ندارید، در زندگی دنیایتان آزاد مرد باشید» «. روح حمیت و جوانمردی را در غافلان و بی خبران بیدار می کند و با دعای: «خدایا به خواست تو خشنودم و برای فرمانت فرمانبردار، جز تو معبودی ندارم.»  راه بندگی را در رضا و تسلیم برای خدا می نمایاند و با مناجات: «همه مردم را به جملگی در راه دوستی تو رها نمودم و خانواده ام را برای دیدار تو به اسارت دادم، خداوندا اگر مرا در راه دوستیت پاره پاره کنی، دلم به غیر تو مایل نمی گردد.  

▪ چهارم- معاویه در سال۶۰ هجری از دنیا رفت، و «یزید» علی رغم مخالفت آزاد اندیشان، به جای او نشست. وی جوانی مسیحی زاده (از مادر مسیحی) و عیاش و هرزه بود و می دانست که با وجود رهبرانی چون حسین(ع) و مخالفتش، موقعیت او تثبیت نخواهد شد، از این جهت متوسل به زور و تهدید شد و این خود حکایت از خامی و او می کرد که پنداشت می تواند امام حسین(ع) را به زور و تهدید وادار به بیعت و تسلیم سازد!! از این جهت به والی مدینه نوشت که از حسین بن علی بیعت بگیرد و گرنه گردن او را بزند! امام حسین(ع) که موضع خویش را در زمان معاویه، با مخالفتش روشن ساخته بود از آغاز زمامداری یزید مخالفت خود را آشکارتر ساخت و بدون کمترین تردیدی به حرکت بنیادی عاشورا دست زد که نخست حرکت به مکه و از آنجا با آگاهی و بینش تمام به سوی عراق و کربلا عزیمت کرد. کلمات امام حسین(ع) در طول راه، روشنگر موضع آن حضرت در برابر بیداد و خلافت شوم یزید است.
به برخی از این کلمات در زیر اشاره می گردد:
«الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین اثنتین، بین السلسله و الذله هیهات مناالذله...» یزید پست و لئیم، پسر معاویه پست، مرا بر سر دو راهی مرگ و ذلت (شمشیر و بیعت) قرار داده، محال است که ذلت را انتخاب کنم چون از خاندان با عزت ما، ذلت دور است.خدا و پیامبرش و مومنان راستین و مکتب پاک تربیتی پدر و مادرم و مردان با همت و غیرت و انسان های شایسته بیزار از چنین ذلت هستند و هرگز تن به خواری نمی دهند و طاعت لئیمان را بر شهادت ترجیح نخواهم داد.
موضع روشن یاد شده امام حسین(ع) با شورانگیزترین و حماسی ترین گفتارش در مکه روشنتر شد و چهره خونین و شهادت و فداکاری مردان راه خدا را ابلاغ کرد که: هر کس سر در کف گرفته و آماده مرگ و لقاءالله است با من حرکت کند که فردا حرکت خواهم کرد  و این برنامه را با آخرین جمله اش در روز عاشورا به ا ثبات رسانید و فرمود:  به خدا سوگند که هرگز ذلیلانه دست بیعت به شما نمی دهم و برده وار تسلیم نمی شوم  مرگ را جز سعادت و زندگی ذلت بار با ستمگران را جز عار و ننگ نمی دانم).  

▪ پنجم- قیام مردانه و ماندگار قهرمانان کربلا، امام حسین(ع) و یاران از جان گذشته اش چون صاعقه آتشباری بود که بر سر حزب اموی و احزاب وابسته به آن وارد گردید و ماهیت ضد اسلامی آنها را آشکار ساخت. از همان ظهر «عاشورای خونین» صدای اعتراض همچون امواج خروشانی از هر سو برخاست، این امواج با سخنرانی های آتشین حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در کوفه، شام و مدینه همچنان عظیم تر و وسیع تر می شد و با جنبش مردان آزادیخواه با ایمانی گسترش می یافت، و همان بود که قدرت بنی امیه و احزاب جاهلی را محو و نابود ساخت.
امام حسین(ع) که پاسدار عدالت و نگهبان اسلام راستین بود، نمی توانست در برابر نابرابری ها و فساد و پایمال کردن اسلام، سکوت کند و فریضه امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نکند. آری حسین(ع) با عزیزان و یاران برگزیده اش در کربلا در سال۶۱ هجری و با نثار جان و خون خویش، پرچم فداکاری و آزادی را به دست همه مردان آزادیخواه و عدالتخواه جهان سپرد و نهال پژمرده اسلام را آبیاری کرد و به آن طراوت و تازگی بخشید.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :